پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
187
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
مىشدند . حاملان هدايا از مردمان طبقهء پايين هستند و طبق دستور شاه به انجام اين خدمت فراخوانده مىشوند ، زيرا براى اين كار به عدهء زيادى از افراد احتياج است ؛ چون هر نفر فقط يك شىء را به دست مىگيرد و پارچه يا هر هديهء ديگر را هر چقدر هم كوچك باشد ، روى دو دست خود حمل مىكند . پيشكشىها اين مرتبه عبارت بودند از : تعدادى باز شكارى و پرندگانى شبيه به آن ، مقدار زيادى عمامه و پارچهء ظريف هندى ، بستههاى تير براى شكار با نوكهاى تيز و پهن و بستههاى پر مربوط به تزيين اين حربه و همچنين يك اسب سوارى و مقدارى اشياء ديگر . موقعى كه صف از جلو شاه مىگذشت ، او با ديگران حرف مىزد و مثل هميشه توجهى به آن نداشت ، فقط موقعى كه بازهاى شكارى را از پيش روى او گذرانيدند ، دستكشى به دست كرد و يكيك آنها را در دست گرفت و با دقت از سلطان سؤالاتى دربارهء موطن اين پرندگان و طرز شكار كردن آنها كرد . بعضى از تيرها را نيز برداشت و با دست آزمايش كرد تا ببيند خدنگ و مستقيم هستند يا نه و پس از اينكه سؤالات زيادى كرد ، بعضى از آنها را نزد خود روى قالى گذاشت . عادت شاه اين است كه به جواهر و ظروف طلا و نقره و پارچههاى گرانقيمت و غيره ظاهرا اعتنايى نمىكند ، ولى البته باطنا به دريافت اين اشياء علاقهء فوقالعادهاى دارد ، منتهى به وسايل شكار و جنگ ، اگر هم واقعا زياد توجهى نداشته باشد ، خيلى اظهار علاقه مىكند تا مردم تصور كنند سليقهء او چنين است ؛ ولى اتباع او كه به سبك رفتار و كردارش آگاهى دارند و به تمايلات مخفى و آشكارش واقفاند ، سعى مىكنند در عين حال كه هداياى قيمتى براى او بياورند اين قبيل هداياى كم قيمت را نيز كه ظاهرا جلب توجه شاه را مىكند ، ضميمه كنند تا حفظ ظاهر را كرده باشند . وقتى نمايش هدايا به اتمام رسيد ، شاه بقيهء روز را با اطرافيان به مذاكرات مختلف پرداخت و دستورهاى متعددى داد و نامههايى توسط قاصدهاى مختلف روانه ساخت . نامههاى دريافتى را نيز آقامير با صداى بلند به نحوى كه همهء ما شنيديم براى او خواند . يكى از اين نامهها مربوط به تختهبيگ مهماندار من بود ، كه اكنون داروغهء اصفهان شده بود . وى در طى اين نامه شرح داده بود كه چگونه سفير اسپانيا كه سالها پيش عازم اصفهان شده ، ولى در سر راه در هند و هرمز توقف طولانى كرده بود ، سرانجام وارد اين شهر شده است . شاه با حامل نامه صحبت كرد - زيرا بهطورى كه مرسوم است ، خود قاصد شخصا بايد نامه را تسليم كند - و از وى پرسيد محل اقامت سفير را كجا تعيين كردهاند . قاصد پاسخ داد منزل ملاجلال ، يعنى همان جايى كه من نيز در به دو ورود به اصفهان در آنجا منزل گزيده بودم . شاه گفت كه خانهء فوق را به همين قصد خريده